خرید بک لینک
چو باران بهاری
صدای شر شر
باران نامت، یادت، خاطره ات
در گوشهایم
از چشمانم
بند نمی آید
بهار سبز همه
در هجران تو
بهر من زمستان سر و سوران
صبح زندگی بی سپیده
چشم به فردا بی نتیجه(1394/88ردا)

برچسب: باران بهاری,باران بهاری شعر,باران بهاری عشق,باران بهاری در تهران,باران بهاری متحرک,باران بهاری هم میهن,باران بهاری به انگلیسی,باران بهاری سالار عقیلی,باران بهاری 1361,باران بهاري, نویسنده: علی قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:22

راستی میدانی
با رفتنت
عمر واژه هایم هم پايان يافت
واژه ها را کفن کردم
در خاک نهادم
و..... ماند تا بر آن علف رویید
باز نمیدانم چرا
حتی علف های هرز روی گور
هم شادمانه نام ترا سر ميدادند?(1394/10/21فردا)

برچسب: نام توپ چوگان,نام تو مرا مست میکند,نام توپ جام جهانی 1998,نام تو زندگی من,نام توپ جام جهانی 2014 برزیل,نام تو,نام توپ جام جهانی فرانسه,نام توپ جام جهانی 98 فرانسه,نام توپ چوگان چیست,نام توپ جام جهانی 2014, نویسنده: علی قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:22

بيا
لحظه ای .... به فهرست بلند آرزوهاي من بنگر
برای تو،،،، ،،،لحظه ای
برای من،،،،،، تمام زندگی
تمام واژه هایش
تویی و بس
چه سخت است آرزوی دست نیافتنی(1394/10/22فردا)

برچسب: نویسنده: علی قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:22

آنقدر
بر تنهاییم غمگین شدم
افسرده و دلگیر شدم
گریان ،
حیران،
چشم براه
بهار رویت شدم
تا فردا ... خورشید نديده
در زیر آسمانی بی ستاره و تار
تک و تنها با واژه هایی مانده در گلو
همره شقایق سر بر خاک سرد نهاده
و رفيتم
اینجا، میان مردگان يافتم
ما جمعی تنها در کنار هم
که..... تنها زده ایم و تنها مرده ایم
همچو شقایق ها (1394/19/21فردا)

برچسب: تنهایی,تنها,تنهایی لیلا,تنهای وحشی,تنهام,تنها در خانه,تنهايى,تنهایی پر هیاهو,تنهای,تنها ماندم, نویسنده: علی قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:22

وقتی خود را هم ،
به اجبار یا از ناداني
به فراموشی می سپاری
بازگشت دوباره
به خویشتن
امید می خواهد
و،،،،،، آنگاه که حتی چشمان هم از همراهی دریغ می کنند،
و نخواهند ديد خواسته ات را
فردا،،،،،،،
امید،?!
آرزو، ?!
من ?!
جستن سوزن است در میان،،،،(1394/12/24فردا)

برچسب: نویسنده: علی قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:22

کینه ترا کی نه می کند
از خدا دور همدم شیطان.می کند
گر کینه هم رنگ خدایی داشت
پس خدا چرا مدارا می کند
صد گنه گر کنی در شب و روز
باز می بخشد و کار خدایی می کند
بخشش نه از ضعف اوست
او خداست بی کینه بخشش می کند
بنده آخر چون توبه می کند
جشن میگيرد و صد بخشش می کند
فردا در پایان کار
باز بی کینه خدا قضاوت می کند.(1395/1/6فردا)

برچسب: نویسنده: علی قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:22

Ali Mehr:
آری از درد درون باید مویه کرد
جانم سرای ما سوخت
باد خاکستر جام جم و کسری برد
بردندتازی روداب و گر آفرین را
بر دست دارد جوان ما وافور بلا را
فردا ننشین ، زانو نگیر بر دست
آسمان هم گریه دارد بر این وطن15/6/1395فردا)

برچسب: نویسنده: علی قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:22

اشک من جاری نشو
یاری نما تا صبح رویا نشود
قصه ما عریان شود
چشمت بینا شود
فردا بر پا شود
داد ما از آسمان جاری شود
باران شود ، سیل شود
یا که درد از ما برد
یا که ما را با درد برد
یا خدایان درد را با خود برد
اشک من جاری نشو
بگذار آسمان آه مرا جاری کند
جوی کند ، کاری کند (1395/6/14)

برچسب: اشک من خودتو نگه دار,اشک من رنگ شفق یافت, نویسنده: علی قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:21

بگذار و نبین
این آتش که روشن است
آه درون است
امروز نخواهی دید دود بر فلک رسیده اش را
بنشین،،،،، و ببین
فردا باران خواهد شد
و
این غنچه لاله ای در دست عاشقی خواهد داد(فردا1495/7/21)

برچسب: آه درون, نویسنده: علی قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 21:21

صفحه بندی